یادداشت‌ برای همایش ادکا/ دکتر مرتضی کوکبی

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مقدّمه

چندی پیش در یکی از نشریاتی که مدّتی سردبیری آن را به عهده داشتم مطلبی برای «سخن سردبیر» نوشتم که عین آن را به دلائلی که بعداً مطرح خواهم کرد در زیر خواهم آورد:

فنّآوری یا جامعه؟

چندی پیش در جلسه­ای با حضور چند تن از استادان دانشگاه، استادی قدیمی گله­مندانه از این که شخصیّتی سیاسی که مأمور رسیدگی به علوم انسانی است رشتۀ علم اطّلاعات و دانش­شناسی را از علوم انسانی خارج کرده است، مطرح کرد که مراتب اعتراض خود را نسبت به این کار به آن شخصیّت ابراز کرده است. استاد قدیمی مدّعی بود که رشتۀ ما با جامعه و انسان سر و کار دارد و نباید از حیطۀ علوم انسانی خارج شود. در همین جلسه استادی جوان­تر مراتب اعتراض خود را به اعتراض استاد قدیمی­تر ابراز کرد؛ او مدّعی بود که رشتۀ علم اطّلاعات و دانش­شناسی به دلیل آمیختگی روزافزون با کامپیوتر، دیگر نمی­تواند در زمرۀ علوم انسانی باقی بماند و بیشتر به کامپیوتر گرایش پیدا کرده است. اگرچه بحث میان این دو استاد چندان به طول نیانجامید امّا بحث میان رفتن به­سوی کامپیوتر یا ماندن در کنار جامعه، بحثی است که مدّتی است دامان رشته را گرفته است.

تفاوت میان دیدگاه­های استاد قدیمی با استاد جوان­تر، به­نوعی بیانگر تفاوت میان نسل قدیمی و نسل جوان کتابدار پیرامون تغییر ماهیّت رشته است. به­نظر می­رسد نسل جوان کتابدار، خسته از سردرگمی و ابهام رشته در وهلۀ اوّل، و ناخرسند از جایگاه اجتماعی آن در وهلۀ دوم، فنّآوری اطّلاعات و کامپیوتر را مفر و مأمن مناسبی یافته است. امّا شاید این نسل از کتابدارها متوجّه نیست که فنّآوری اطّلاعات در رشتۀ ما مانند شمشیر دولبه­ای عمل می­کند که گرچه بازیابی اطّلاعات را آسان­تر و سریع­تر ساخته است امّا به­تدریج دارد بنیان رشته را نابود می­سازد. همۀ ما اکنون با عباراتی مانند «آن را گوگل کن، پیدایش می­کنی» یا «هر چه بخواهی در گوگل یافت خواهد شد» روبه­رو می­شویم و می­دانیم که این عبارات به­معنای دوری هر چه بیشتر کاربران از کتابخانه­ها و استفادۀ بیشتر از از ابزارهای نوین بازیابی اطّلاعات است. اصل زیف در علوم اجتماعی نیز این امر را تأیید می­کند. این اصل ابراز می­دارد که هر گاه انسان برای حلّ مشکلی با چند راه حل روبه­رو است راه حلّی را انتخاب می­کند که از همه ساده­تر است. روشن است که هنگامی که اطّلاعات مورد نیاز به­راحتی و بدون کم­ترین تحرّک بدنی از یک گوشی تلفن همراه به­دست می­آید هیچگاه کاربر حاضر نمی­شود رنج رفتن به کتابخانه را جایگزین این اطّلاع­یابی ساده کند. این واقعیّتی است که ما آن را به­خوبی لمس می­کنیم. در این صورت، آیا درست است که ما به جایی پناه ببریم که در عمل، می­تواند آرامگاه ما باشد؟

امّا اگر به جامعه باز گردیم، جامعه­ای که از آن برخاسته­ایم و باید به آن خدمت کنیم، در این صورت، فنّآوری دیگر هدف نخواهد بود بلکه وسیله است. روند گریز ار جامعه و رفتن به­سوی فنّآوری که مدّتی است گریبانگیر نسل جوان کتابدار شده است می­تواند تیر خلاصی باشد برای رشته. امّا اگر هدف، خدمت به جامعه و آحاد آن باشد رشته بقای خود را حفظ خواهد کرد. شادروان پوری سلطانی، استاد بزرگ علم اطّلاعات و دانش­شناسی، در اظهار نظری پیرامون نام تغییریافته، چنین گفته بود که نام رشته را هر چه می­خواهید بگذارید، من کتابدار خواهم ماند. این سخن، پایبندی این استاد را به جامعه نشان می­دهد. البتّه نباید فراموش کرد که نسل قدیم کتابدار، دلبستگی کمتری در مقایسه با نسل جوان کتابدار نسبت به فنّآوری نوین اطّلاعات دارد، امّا بعید است که این نادلبستگی دلیل عمدۀ گرایش نسل قدیم به جامعه باشد.

پس بیاییم به سوی جامعه باز گردیم، نیازهای آن را بشناسیم و با تمام توانمان فنّآوری اطّلاعات را در راستای خدمت به جامعه و نیازهای آن به­کار گیریم. باور کنیم که هر چه جنبۀ اجتماعی رشته نیرومندتر شود امکان بقای آن هم بیشتر خواهد شد. به فنّآوری اطّلاعات به­عنوان ابزاری برای خدمت به جامعه نگاه کنیم و آن را هدف نگذاریم.

با توجّه به پیچیدگی­های روزافزون جامعه، مسؤولیّت ما سنگین­تر از گذشته است. درک این پیچیدگی­ها و آمادگی برای پاسخگویی به آن­ها کاری بس دشوار است امّا باید انجام شود. فنّآوری را در راستای شناخت این پیچیدگی­ها و پاسخگویی به آن­ها به­کار بگیریم.

در تاریخ 19 مرداد سال 1397 ایمیلی از جناب آقای مهدی رحمانی دریافت کردم که در آن از بنده درخواست شده بود که دبیری یازدهمین همایش ملی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علم اطّلاعات و دانش­شناسی ایران (ادکا) را بپذیرم. از آن جایی که همواره برای قشر دانشجو و فعّالیّت­های این قشر احترام ویژه­ای قائل هستم در پذیرفتن این درخواست درنگ نکردم و در ایمیلی آمادگی خود را اعلام کردم. در پیام آقای رحمانی سه موضوع جدا با عنوان «موضوعات پیشنهادی» و بیست و نه موضوع جدای دیگر با عنوان «پيشنهادات ارسال شده براي همايش يازدهم تاكنون» ارائه و از بنده خواسته شده بود که دربارۀ آن­ها نظر بدهم. در کلِّ موضوعات، تنها رگه­هایی از علاقه­مندی به موضوعات اجتماعی دیده می­شد. امّا سرانجام پس از گفت­وگوهایی پیرامون موضوع همایش، عنوان آن «رسالت اجتماعی علم اطّلاعات و دانش­شناسی در ارتقاء رفتارهای شهروندی» و با پنج موضوع فرعی زیر عبارت «نقش علم اطّلاعات و دانش­شناسی در: 1. ارتقاء فرهنگ جامعه، 2. ارتقاء رفتارهای فرهنگی و اجتماعی، 3. ترویج فرهنگ حفظ محیط زیست، 4. آموزش و ارتقاء حقوق شهروندی، و 5. تحکیم بنیان خانواده» انتخاب شد.

آن چه که در این میان به­راستی شایستۀ تقدیر است اقبال نسل جوان کتابدار به مسائل اجتماعی در این همایش، البتّه نه با تأثیر از بنده، است؛ اقبالی که دیدگاه بنده را پیرامون دلبستگی بیش از اندازۀ این نسل را به فنّآوری اطّلاعات، که در سخن سردبیر در بالا مطرح شد زیر سؤال می­برد. این نسل نیک دریافته است که جذّابیّت­های فنّاوری اطّلاعات نباید او را از رسالت اجتماعی که با پذیرش این رشته بر عهده گرفته است باز دارد و به همین دلیل است که یازدهمین همایش ادکا با استقبالی چنین رو به رو شده است.

اکنون که این همایش به همّت همکارانی که زحمت عضویّت در کمیتۀ علمی این همایش را پذیرفتند و جوانان کوشا و صمیمی که در کنار این­جانب این امر مهم را به انجام رساندند به پایان خود رسیده است از این که سهمی بس ناچیز در این رویداد علمی مهم داشته­ام به خود می­بالم. در کنار جوانانی کار کرده­ام که روشن­بینانه به رسالت اجتماعی خود به عنوان کتابدار آگاهند و در انجام این رسالت اندکی خستگی به خود راه نداده­اند.

در پایان بر خود فرض می­دانم که از عزیزانی که از آغاز تا پایان همراه بنده بوده­اند سپاسگزاری کنم: در میان اعضای هیأت علمی که صمیمانه با حضور مادّی و معنوی خود ما را همیاری نمودند دو تن برجسته­اند: دکتر سعید رضایی شریف­آبادی و دکتر نرگس نشاط. سپاس فراوان خود را نثار این بزرگواران می­کنم و برای آنان آرزوی نیک­بختی دارم. چهار جوان کوشا و صمیمی نیز از همان آغاز در انجام این کار مهم، یاریگر بنده بوده­اند: اینان به ترتیب الفبا عبارتند از دکتر امیررضا اصنافی، خانم مریم انصاری، دکتر مریم پاکدامن، و آقای مهدی رحمانی. بی­گمان اگر اینان نبودند کار بزرگ یازدهمین همایش اتحادیه انجمن­های علمی دانشجویی علم اطّلاعات و دانش­شناسی ایران (ادکا) به سرانجام نیکی که اکنون رسیده است نمی­رسید. در میان این چهار جوان صمیمی و کوشا، باید سپاس ویژه­ای از جناب آقای مهدی رحمانی داشته باشم که خستگی­ناپذیر بخش عمدۀ این کار را بر عهده داشتند و در انجام وظیفۀ خود ذرّه­ای کوتاهی نکردند.

برای همۀ این عزیزان آرزوی تندرستی و شادکامی دارم.

مرتضی کوکبی

دبیر یازدهمین همایش ملّی ادکا

جستجو